یاد روز الست

آسمان بار امانت نتوانست کشید

فیه‌ما‌فیه/2

 

یکی گفت که اینجا چیزی فراموش کرده‌ام. خداوندگار فرمود که در عالم یک چیز‌ست که آن فراموش کردنی‌ نیست. اگر جمله چیزها را فراموش کنی و آن را فراموش نکنی، باک نیست و اگر جمله را بجای آری و یاد آری و فراموش نکنی و آنرا فراموش کنی، هیچ نکرده باشی. همچنانک پادشاهی ترا بِدِه فرستاد برای کار معیّن، تو رفتی و صد کار دیگر گزاردی، چون آن کار را که برای آن رفته بودی نگزاردی، چنانست که هیچ نگزاردی. پس آدمی درین عالم برای کاری آمده‌ است و مقصود آنست. چون آن نمی‌گزارد، پس هیچ نکرده باشد:

«انّا عَرَضنا الامانه علی السمواتِ و الارضِ و الجبالِ فَاَبَینَ ان یَحمِلنَها و اَشفَقنَ مِنها و حَمَلَها الانسانُ انه کانَ ظَلوماً جَهولاً» (سوره‌ی احزاب؛ آیه‌ی 72)

آن امانت را بر آسمان‌ها عرض داشتیم، نتوانست پذرفتن. بنگر که ازو چند کارها می‌آید که عقل درو حیران می‌شود. سنگها را لعل و یاقوت می‌کند، کوهها را کان زر و نقره می‌کند، نبات زمین را در جوش می‌آرد و زنده می‌گرداند و بهشت عدن می‌کند، زمین نیز دانها را می‌پذیرد و بر می‌دهد و عیب‌ها را می‌پوشاند و صدهزار عجایب که در شرح نیاید می‌پذیرد و پیدا می‌کند و جبال نیز همچنین معدنهای گوناگون می‌دهد، این همه می‌کنند اما ازیشان آن یکی کار نمی‌‌آید. آن یک کار از آدمی می‌‌آید:

«وَ لَقَد کَرَّمنا بنی آدمَ» (سوره‌ی الاسراء؛ آیه‌ی 70) نگفت ولقد کرمنا السماء و الارض. پس از آدمی آن کار برمی‌آید که نه از آسمانها می‌آید و نه از زمینها می‌‌آید و نه از کوهها، چون آن کار بکند ظلومی و جهولی ازو نفی شود. اگر تو گویی که اگر آن کار نمی‌کنم، چندین کار از من می‌‌آید، آدمی را برای آن کارهای دیگر نیافریده‌اند. همچنان باشد که تو شمشیر پولاد هندی بی‌قیمتی که آن در خزاین ملوک یابند،‌ آورده باشی و ساطور گوشت گندیده کرده که من این تیغ را معطّل نمی‌دارم، بوی چندین مصلحت بجای می‌آرم یا دیک زرّین را آورده‌ای و در وی شلغم می‌پزی که بذرّه‌ای از آن صد دیک بدست آید یا کارد مجوهر را میخ کدوی شکسته کرده‌ای که من مصلحت می‌کنم کدو را بر وی می‌آویزم و این کارد را معطل نمی‌دارم، جای افسوس و خنده نباشد چون کار آن کدو بمیخ چوبین یا آهنین که قیمت آن بپولیست برمی‌آید، چه عقل باشد کارد صد دیناری را مشغول آن کردن. حق تعالی ترا قیمت عظیم کرده است. می‌فرماید:

«انَّ اللهَ اشتَری مِنَ الم‍‍ؤمنینَ انفسهم و اموالهم باَنَّ لَهُمُ الجَنَّه» (سوره‌ی توبه؛ آیه‌ی 111)

 

تو بقیمت ورای دو جهانی                    چکنم قدر خود نمی‌دانی

  
نویسنده : رها پاکان ; ساعت ۱:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٤ خرداد ۱۳۸٧
تگ ها : فیه‌مافیه