یاد روز الست

آسمان بار امانت نتوانست کشید

مقاله/بخش 3

پرویز دوایی

متولد 27 آذر 1314 تهران ـ بچه‌ی جنوب‌شهر تهران، (همیشه می‌کوشیده است تا این عنوان فراموش نشود، نوعی افتخار به پس‌زمینه و ریشه‌ها) ـ فارغ‌التحصیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (رشته زبان انگلیسی)اولین نوشته‌اش در مجله‌ی ستاره سینما، سال 1333 منتشر شد و تا سال 1353 که تهران را به مقصد پراگ برای یک سفر کوتاه و بعد برای مدتی طولانی و نامعلوم ترک کرد،......

پرویز دوایی

متولد 27 آذر 1314 تهران ـ بچه‌ی جنوب‌شهر تهران، (همیشه می‌کوشیده است تا این عنوان فراموش نشود، نوعی افتخار به پس‌زمینه و ریشه‌ها) ـ فارغ‌التحصیل دانشکده ادبیات دانشگاه تهران (رشته زبان انگلیسی)اولین نوشته‌اش در مجله‌ی ستاره سینما، سال 1333 منتشر شد و تا سال 1353 که تهران را به مقصد پراگ برای یک سفر کوتاه و بعد برای مدتی طولانی و نامعلوم ترک کرد، 20 سال تمام در زمینه‌های مختلف در مطبوعات و سینما به فعالیت مشغول بود. دوایی سخت محبوب عده‌ای از هم‌نسلانش است که در حال حاضر در زمینه‌های مختلف فرهنگی و هنری مشغول به فعالیت هستند.خسرو دهقان منتقد فیلم در مورد او می‌نویسد:«پرویز دوایی یک نویسنده، مترجم، منتقد، مقاله‌نویس، شرح‌حال‌نویس، فیلمنامه‌نویس، هنرمند، سینمادوست، حامی، هموطن و شاید از همه مهمتر یک عاشق و یا یک کولی است. مساحی بدون نقشه‌ی جغرافیایی. معلق در تونل زمان.»1او نویسنده‌ی سریال "هزار و یکشب" و نویسنده‌ی قصه‌ی فیلم "اسب" کار مسعود کیمیایی و فیلمنامه‌نویس "هنگامه" 1347 به کارگردانی ساموئل خاچیکیان و همکار با کیارستمی برای نوشتن فیلمنامه‌ی "لباس برای عروسی" و و از همه مهم‌تر منتقدی مؤثر در جریانات سینمایی کشور بود. پرویز دوایی بعد از انقلاب چندین کتاب تألیفی و ترجمه در زمینه‌های سینمایی و ادبی منتشر کرد:1ـ باغ مجموعه قصه 1360 تألیف2ـ فرهنگ واژه‌‌های سینمایی 1364 تألیف

3ـ سینما به روایت هیچکاک فرانسوا تروفو 1365 ترجمه

4ـ فن سناریونویسی یوجین ویل 1365 ترجمه5ـ بازگشت یکه‌سوار مجموعه قصه 1370 تألیف6ـ سبزپری مجموعه قصه 1373 تألیف7ـ هنر سینما استیون لاالف ترجمه9ـ ایستگاه آبشار 1378 تألیف10ـ بچه‌ی هالیوود رابرت پریش ترجمهو سیری در سینمای ژاپن و .... البته کتاب‌هایی که در محدوده‌ی کار ما قرار می‌گیرند, چهار مجموعه داستان "باغ" و "بازگشت یکه سوار" و "سبزپری" و " ایستگاه آبشار" است.شخصیت دوایی تقریباً به نسبتی در همه‌ی انواع آثارش ظهور و بروز می‌یابد و به قول (به مضمون) هوشنگ گلمکانی "اگر دوایی در مورد آشپزی هم کتاب بنویسد, خواندنی است":ولی قبل از این که به بررسی کتاب‌های داستانی دوایی بپردازیم, مطالبی را که خسرو دهقان در معرفی کتاب‌‌های سینمایی دوایی و خود دوایی نوشته, مرور می‌کنیم:«کتابی سینمایی یا غیر سینمایی از دوایی همواره درباره‌ی سینما هست و هم نیست, قبل و بعد از آن که به هرکس و هرچیز و هر جا و هر موقع وفادار باشد به شخص پرویز دوایی متعهد و پایبند است.نوشته‌های دوایی با توجه به زمان و مکان و پس‌زمینه‌اش معنا دارد و قابل بررسی است. در غیر این صورت برای منتقد کتاب سینمایی عملی ناشیانه خواهد بود اگر کتاب را ورق بزند، بخواند و در هامش‌اش یادداشت بنویسد و یاداشت‌ها را طبقه‌بندی کند و دست‌نویس اول و دوم و چندم را تهیه کند و در انتها نسخه‌هایی را به سردبیر بسپارد و پی کارش برود.در این صورت محصول کارش بدون تردید در یکی از دو گودال خواهد افتاد: نوستالژی و یا عیب‌جویی. نوستالژی یعنی نوشتن این که روزی بود و روزگاری بود و ساندویچ کالباس بود و سینما بود و جیم شدن از خانه بود. عیب‌جویی یعنی ارائه‌ی لیست بالابلندی غلطنامه. به کارگیری این شیوه‌ها و یا حتی روش‌های معقول کلاسیک هم راه به جایی نمی‌برد. بنابراین ما راه دیگری را برمی‌گزینیم.ـ خواننده‌ی نائینی با کتاب هیچگونه ارتباط زنده‌ای نمی‌تواند برقرار کند. نه اینکه نخواهد و یا مشکل خاصی داشته باشد. او نمی تواند چون کتاب در همزیستی با سینمای هیچکاک و تروفو و دوایی است که باید برایش معنی پیدا کند. ادبیات سینما منهای خود سینما بی‌معنی است.اما دوایی از طریق فیلم و سینما و هیچکاک و رویدادها و آدم‌های روی پرده‌ی فیلم‌های هیچکاک است که زندگی کرده است. بی‌شک هیچکاک عمده‌ترین سهم را در زندگی دوایی دارا بوده است. تبلور عشق در زندگی‌اش، در هیچکاک و با هیچکاک یکی بوده است. نقد سرگیجه در مجله فیلم (نشریه ماهانه صبح امروز، پائیز 1341) باید مهم‌ترین و مرکزی‌ترین کلید اسرار باشد. چیزی در حد راز دوایی. دوایی در هیچکاک و با هیچکاک، عشق و زندگی را توأمان تجربه کرده است. عشق دیوانه‌وار دوایی به هیچکاک بامعنی است. او در این نقد درباره‌ی سرگیجه، هیچکاک و خودش مشترکاً نوشته است. دوایی عاشق است. عاشق خلوص عشق و عشق خالص. خلوص عشق و پاکی و صفا زمینه را برایش مهیا می‌کند تا به کودکی برسد: نوستالژی. از این رو علاقه‌ی او به عشق های بچگی و کودک عاشق و عشق کودکی و شزم و کتاب باغ و برایمان معنی پیدا کرده است. عشق دیوانه‌وار دوایی به هیچکاک بامعنی است. او در این نقد درباره‌ی سرگیجه، هیچکاک و خودش مشترکاً نوشته است. دوایی عاشق است. عاشق خلوص عشق و عشق خالص. خلوص عشق و پاکی و صفا زمینه را برایش مهیا می‌کند تا به کودکی برسد: نوستالژی. از این رو علاقه‌ی او به عشق های بچگی و کودک عاشق و عشق کودکی و شزم و کتاب باغ و برایمان معنی پیدا می‌کند.»2

توضیح:‌این مطالب سال ۸۲ تهیه شده است.

 


1. فیلم, شماره 55, خسرو دهقان, ص 802. همان, ص 82
  
نویسنده : رها پاکان ; ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸٧