یاد روز الست

آسمان بار امانت نتوانست کشید

فیه ما فیه /7

 

«... دردست که آدمی را رهبرست در هر کاری که هست تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را میسر نشود خواه دنیا خواه آخرت خواه بازرگانی خواه پادشاهی خواه علم خواه نجوم و غیره تا مریم را درد زه پیدا نشد قصد آن درخت بخت نکرد که: «فا جاءَ‌ها المَخاضُ اِلی جِذْعِ النَّخْلَه» (سورة 19/آیة 23). او را آن درد بدرخت آورد و درخت خشک میوه‌دار شد. تن همچو مریم است و هر یک عیسی داریم، اگر ما را درد پیدا شود عیسی ما بزاید و اگر درد نباشد عیسی هم از آن راه نهانی که آمد باز به اصل خود پیوندد الا ما محروم مانیم و ازو بی‌بهره.

 

جان از درون بفاقه و طبع از برون ببرگ          

دیو از خورش بهیضه و جمشید ناشتا

اکنون بکن دوا که مسیح تو بر زمیست             

چون شد مسیح سوی فلک فوت شد دوا»

  
نویسنده : رها پاکان ; ساعت ٦:٢۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧
تگ ها : فیه‌مافیه