چاپ داستان "حکایت انگشت و ماشه"

داستان "حکایت انگشت و ماشه" را در شماره 9(دی ماه) ماهنامه "همشهری آیه" بخوانید.

/ 7 نظر / 5 بازدید
چاپار

اگر روزی هزار لیلا قربانی شوند، یا هزار هزار امیر؛ فردا باز لیلایی هست و امیری هم... کاش اندیشه های ما را باوری بود تا خود خود آسمان.شاید آن وقت باران روایتی دیگر رقم می زد بر حکایت انگشت و ماشه.حکایت های انگشت و ماشه.

ایریت

خواندنی است . خیلی! تشکر از دعوت تان!

خوانده شده

ما که خوانده بودیم و مشعوف شده بودیم. باز هم می خوانیم:)

فاطمه

اعصابم له شداز بی ریشگی لیلا!!!!شاید نه بااین شیب تند لیلا اما خیلی اوقات ماهم از فطرتمان همینگونه فاصله میگیریم!

من

سلام این پسره چه قدی کشیده؟ آقا مطمئنی کامنتت عمومی بود؟ اگه مطمئن نیستی زود تر بگو بهش فکر کنیم.

شيعه

*اي زيبا در زيبا ترين روزهاي زندگي زيباترين روزها را از خدا برايت عيدي ميخواهم سلام وب خوب ومفيدي داريد.در صورت تمايل به تبادل لينك مرا با نام : در سايه گل نرگس " لينك كنيد و اطلاع دهيد تا شما را لينك كنم. موفق و مويد باشيد

سيد حسين موسوي نيا

وقتي اين عکس رو مي بينم و بعد ياد روزهايي مي افتم که نبوغ آن کودک معصوم چه سر و صدايي کرده بود و اين همه سال خبر خاصي ازش نبوده به اين فکر مي کنم شايد همه آن استعداد يا نه ، بخش عمده اي ازآن هدر رفته.