یا امام زمان (عج)

( اینجارا ببینید)

سامرا که می‌رسی خوف می‌آید توی سرت. شهر نیست. بیرون شهر یا بخشی از شهر که خراب شده باشد انگار. از اتوبوس‌ که پیاده شوی باید سوار گاری‌های موتوری بی‌مهاری شوی و می‌رسی به ابتدای دالان بلند بتنی‌ای که درانتهایش می‌رسد به حرم زخم‌خورده امامان عزیز. خوف از سرت می‌رود. می‌خواهی گریه کنی، گریه می‌کنی اما فایده‌ای ندارد. خالی نمی‌شوی. ناله می‌کنی، ضجه می‌زنی، مویه می‌کنی ... اما کِی می‌رسد به مظلومیت امامان ما این ضجه مویه‌ها. حس انتقام می‌آید توی سرت. امام زمانت را فریاد می‌زنی. اماما! ما جان به کف آماده‌ا‌یم. این جا سربازیم و سر می‌بازیم.

/ 1 نظر / 20 بازدید
راد

هنوز سامرا نرفته ام. اما فکر می کنم خرابی عقیده و فکر خیلی بدتر از این را سر آن پیشوایان معصوم آورد. شاد باشی!