سفر به دهلی2

«مارمولک ها آدم های بی آزاری هستند»

این جمله را آقای قزوه در جواب من می گوید و من می دانم که باید با این انسان های بی آزار بسازیم این چند روزه را.

هنوز کارم را شروع نکرده ام بعد از گذشت سه روز. این سه روز همه اش گشته ایم بازار و چند جای دیدنی دهلی را. این هوای گرم دهلی آب به تن و جان آدم نمی گذارد بماند.

«ریکشا»

موتورهای سه چرخی هستند مثل ارابه های قدیمی که به جای اسب موتور دارد. راننده و مسافران که نهایتش سه نفر می تواند به زور بنشیند زیر طاقی فلزی می نشینند. وسیله نقلیه سریع و ارزان قیمتی است. راننده هاش خوبند. حداقل این دوتایی که ما دیدم. اینجا هم باید چانه زد سر قیمت ها.

«گاندی»

هند است گاندی اش. موزه و خانه اش را دیدیم و الیته خانه و موزه ی دخترش را. خوب کار کردند. نکته جالب استفاده از وسیله های نمادین همه فهم بود برای بیان و انتقال پیام هایشان. مثلاً یک ستونی بود دو ورش در کف زمین دایره ای فلزی کار گذاشته بودند اگر یک نفر وسط می ایستاد و دو نفر کناریش دست شان را روی این ورق های فلزی می گذاشتند و یک دست دیگرشان به نفر وسطی می دادند ستون روشن می شد. و اگر این پیوند و اتحاد گسسته می شد خاموش.

الحق گاندی سزاوار یک فاتحه بود.

 

/ 1 نظر / 22 بازدید
خوانده شده

رسیدن بخیر ! [لبخند]