به یاد دستی که رفت!

برای دوستی که دستش رفت. و برای دوستی که سنگینی آن دست رفته روی گرده اش مانده.

دعا کنیم حال رسول بهتر شود. دعا کنیم زخم های جسم و روحش ترمیم شود. دعا کنیم خدا را نزدیکتر به خود حس کند.

دست رسول در راه کاری رفت که رضای خلق خدا و خدا با آن بود. بی اجر و حکمت نیست این گرفتن در سنت خدا. از خدا صبر بخواهیم.

رسول صدابردار است. در همین کار هم بود که این اتفاق افتاد. همکارهای رسول کجا هستند؟

رسول با گروه مستندساز برای ساخت فیلمی با گروهی جهادی همراه شده بودند. مسئولین و بچه های جهادی کجا هستند؟

از خدا صبر می خواهیم.

/ 5 نظر / 16 بازدید
هادی

سلام. تازه کتاب رو دیدم[گل] کتابت که قرار بود چاپ بشه چی شد؟

آقای گنگ

سلام تازه شروع کردم خوشحال میشم اگه بتونم رد پایی ازت توی آبادیم پیدا کنم

سورین چاقمی

ضمن سلام و عرض ادب و احترام حضورشما پس ازمدتها داستان كوتاه جديد سورين چاقمي به نقد گذاشته شده است.منتظرنظرات سازنده و ارزشمند شما دوست عزيز هستيم. [گل]

MEHRDAD

سلام ازشما دعوت ميكنم كه از اولين داستانم كه به تازگي در وبلاگم گذاشته ام ديدن كنيد واز نظرات كارسازتان بنده را بهره مند فرماييد[گل]

چاپار

مهم نیست آدمها کجا هستند، مهم این است که خدا هست هنوز... خدایی که این جور وقت ها دست پس می گیرد و دست خودش را جای دست های آدم می گذارد...حالا رسول دست خدا جای دستش است.دیگر چه اهمیتی دارد آدمهای خوب و بد دنیا کجای زندگی رسول قصه و قصه رسول هستند...هرچند که باید خیلی جاها باشند...