در سوگ نادر ابراهیمی

خبر: نادر ابراهیمی، «ابوالمشاغل»، خالق «عاشقانه‌های آرام»، رها شد از این دنیا. روحش شاد.

 

نادر ابراهیمی سال‌ها درانتظار بود و چه روزی را انتخاب کرد برای رفتن. همه داغ‌داریم و داغ تو هم افزون شد. و می‌دانیم که تو ماندگاری در بین ما با هر کلمه‌ای که کنار هم گذاشته‌ای.

این یادداشت را دوست‌ بزرگ‌وارم، سیدمحمدرضا خردمندان (خوانده‌شده) همین امروز از «علی مؤذنی» برای چاپ در ماه‌نامه‌ی «راه» دریافت کرده‌است. من هم اجازه خواستم که در اینجا بیاورم.

  

یادداشت «علی مؤذنی» به مناسبت درگذشت «نادر ابراهیمی»

 

چیزی که من در مورد نادر ابراهیمی می‌پسندیدم، درک درست او از موقعیت نویسندگی بود. این که نویسنده در هر دوره و هر نظامی وظیفه‌ای جز نوشتن و عرضه کردن نوشته‌اش ندارد. برای همین است که او پیش از انقلاب در تلویزیون دو تا سریال می‌سازد و در مطبوعات فعالیت چشمگیر دارد. همین‌طور پس از انقلاب شاهد فعالیت وسیع او در زمینه‌های مختلف هستیم که چاپ کتاب‌های متعدد و حتی ساخت یک فیلم سینمایی نشانگر این است که او هنرمندی نیست که خود را به دلایل موهوم کنار بکشد و عرصه را خالی کند و جا را برای بی‌هنران باز بگذارد.  یک بار که منزل مرحوم اکبر رادی بودیم، مرحوم نادر ابراهیمی می‌گفت اگر من در تلویزیون پیش از انقلاب سریال نمی‌ساختم‌، مطمئنا دیگری می‌آمد و سریال می‌ساخت و من با خالی کردن عرصه جا را برای دیگرانی باز می‌گذاشتم که برنامه‌پرکن بودند و هم پول ملت را هدر می‌دادند هم وقت ملت را. من این نظر را ارج می گذارم و این گفتۀ محمود دولت آبادی را بسیار عالمانه می‌دانم که گفته است زندان‌های رژیم شاه مدتی از وقت مرا که باید به نوشتن می‌گذشت، تلف کردند. گاهی کارکردن خیلی سخت می‌شود، اصلا عین حقارت می‌شود، اما باید پایدار بود و کار کرد، چون کار خوب جایگاه دارد. کار خوب جنسی است قابل عرضه در همۀ دوران که می تواند ملتی را از وجود خود بهره مند کند. من فکر می کنم بغض و کینه ورزیدن و تحریم کردن امکانات به هر دلیلی  ناشی از کج فهمی است. بعضی نویسنده را تا سطح یک سیاستمدار پایین می‌آورند و برای او وظیفه‌ای جز برخوردهای سیاسی قائل نیستند که این از نظر من عین عقب ماندگی است. وظیفۀ نویسنده درک و کشف خود و جهانی است که در آن زندگی می کند. او وظیفه‌ای جز این ندارد که درک و کشف و تجربه‌اش را از جهان هنری کند. سیاست هم جزئی از زندگی است که باید به آن پرداخت، اما همۀ آن نیست، چه بسا در برهه‌ای از زندگی هر فردی سیاست در اولویت قرار بگیرد، اما حتما گذراست. پس با نگاه سیاسی ادبیات و هنر را دیدن یعنی هنر و ادبیات را تا سطح سیاست پایین کشیدن و آن را تحقیر کردن. من نادر ابراهیمی را از این وجه بسیار پیشروتر از کسانی می‌دانم که هنر را در خدمت هر چیزی جز خود هنر می‌پندارند. از نظر من هنرمند فقط در خدمت پرداخت اثری است که می‌خواهد بیافریند، چنان که نادر ابراهیمی چنین بود.

/ 10 نظر / 16 بازدید
فیلوسوفوس

خدای مهربان رحمتش دهاد ! و ما را از بستگی به دنیا رها کناد ! کان به موت اصغر نائل آئیم تا نوبت اکبرش برسد . ان شاء هو

آهو

خدا رحمتش کنه. من که به یکی دیگه هم گفتم. خوش به حال اینایی که میمیرن. ما که زنده ایم چقدر داریم زندگی میکنیم مگه؟ الکی الکی. فکر کنم مرگم هم الکی الکی باشه. بی خود بی خود!

ایمان

خدا رفتگان شمارو هم بیامرزه.. ولی عجب سیبیلایی داشتا!! پس دیدار سوم هم حاصل گشت[عینک]

داستانسرا

باسلام وسپاس فراوان بخاطر دعوتتان،ازدرگاه حق بري ايشان طلب مغفرت مينمايم،فاتحه اي هم قرائت شد. كاش ميدانستم خبر مرگ مرا باتو چه كس خواهد گفت...[خداحافظ]

خلیل جلیل زاده

متاثرم ازنبود ابراهیمی عزیز که خوانش اوبه من ومادرس مبتدای نوشتن بود .یادش جاویدوذکرش مداوم به ديدارتان آمدم نوشتنگاه خوبي داريد .به من سربزنيد .نبايدازاحوال هم غافل باشيم .آماده ي تبادل لينك مسرورم ازوجودتان خليل جليل زاده

س _ خ

سلام. با مطلبی جدید به روزیم و منتظر حضور سبز شما[گل]برای[گل]

ميم . ب . مهاجر

تنها، بهانه هاي شما يك فدك نبود قولِ شما و فعلِ شما مشترك نبود باور نداشتم من از اول به دينتان در مرگِ گرگِ مدعيِ توبه، شك نبود ...

محبوبه میم

یادش به خیر نادر ابراهیمی که او هم به خیل رفتگان هنر ما پیوست .کسانی که خاطره شان آهی از نهاد ما برمی آورد . ابراهیمی برای من همیشه تداعی گر داستان مردی در تبعید ابدی اش بود .او هیچ وقت موضع نگرفت وکار کرد وکار کرد وکار و... او در داستان هایش در ذهن ما زنده ست .

خوانده شده

[گل]